بی شک این عاشیق ها را که در شعر و موسیقی به اوج قلل افتخار رسیده اند نمی توان با نوازندگان مجا لس بزمی مقایسه کردو هر گونه به کا ر بردن لفظ عاشیق برای نوازندگان مجا لس عروسی و عیش و طرب گناهی نابخشودنی در حق عاشیق لار است. عاشیق لا ر از یک سو به واسطه ی اشعار نغز و پرحکمت خویش با شعرای حکیم و عارف قابل مقایسه اند واز سویی دیگر به دلیل آهنگهایی که ساخته انددر کنار آهنگسازان برجسته ای چون صفی ا لدین ارموی و عبدالقادر مراغه ای می توانند ارزیابی شوند. هر چند که ژانر و فرم شعر و موسیقی عاشیق ها، به دلیل ویژگی های منحصربه فردشان حا لتی آیینی هم دارد و به آسانی قابل مقایسه با دیگر سبک ها نخواهد بود.
اگر اشعار عاشیق ها را تحلیل محتوا کنیم بارهای بار با مضامین و مفاهیم اخلاقی، فلسفی، دینی و معرفتی مواجه خواهیم شد که در کمال دقت و ظرافت و با استفاده از انواع صنایع ادبی و تمثیلات در قا لب دیوانی و استادنامه و منظومه و سایر گونه ها آورده شده اند. در این مقا له به برخی از این مضامین اشاره می کنیم.
۱- توحید
اعتقاد به وحدانیت پروردگار یکی از اصول دین مبین اسلام است، عاشیق با تعهدی که نسبت به دین در خود احساس می کند اعتقاد درونی خویش را در باب توحید بیان می کند.
عاشیق قربانی درباره ی توحید و آفرینش جهان می گوید:
حق تعا لی کؤنولده فیکر ائیله دی
ازل باشدان بودونیانی یارائدی
اؤز آدی بیرایکن هزار ائیله دی
چکدی سودان اؤز ایوانی یاراتدی
ترجمه: حق تعا لی در دل اندیشه ای کرد
و در ازل این دنیا را خلق کرد
با آنکه نامش واحد بود ولی از آن یک، هزاران آفرید
آب ها را برکشید و ایوانش را خلق کرد.
عاشیق ها از خداوند امداد می جویند و با نام او کار خویش را آغاز می کنند.
عاشیق حسین می گوید:
بسم الله ائیله دیم گیردیم میدانا
امیدیم باغلادیم شاه مردانا
مجنون کیمی منی قویما دیوانا
آمان ا... امداد ائله بو ایشه
ترجمه: بسم ا... گفتم و وارد میدان شدم
امیدم را به شاه مردان بستم
مرا چون مجنون دیوانه و آواره مگذار
خدایا به این کار امداد کن
عاشیق باهار با لکانلو هم چنین می سراید:
قادر آ... کرم ائیله، نطقه گتیر سؤز یازیم
معرفتدن درسیم آلیم، طریقتده دوز یازیم
شریعتیه عمل ائدیم حقیقتی تئز تاپیم
باغلی قویما دؤرد قاپینی، آچیم اوز به اوزیازیم
ترجمه: ای خداوند قادر کرم کن مرا به نطق در آور تا سخن بنویسم
از معرفت درس بگیرم و در طریقت راست بنویسم
به شریعت عمل کنم و حقیقت را زود دریابم
چهار در را به رویم بسته مگذار، کمک کن درها را به رویم بگشایم و بنویسم
و عاشیق علعسگر می گوید:
ا لست دن بلی دئیه ن، سبحانه باش اندیرر
محمده قایل اولدن قرآنه باش اندیرر
اؤزو بیردی، آدی مین بیر، وحده لا شریک له
اهل مؤمن گؤره بیلمز، پنهانه باش اندیرر
ترجمه: هر انسانی که در روز ا لست بلی گفته برای خا لق سبحان سر فرود می آورد.
کسی که به محمد(ص) قایل باشد در مقابل قرآن سر فرود می آورد
خودش یکی است، اسامی اش هزار و یک، وحده لا شریک له
مؤمنان از خداوندی که پنهان است و با چشم دیده نمی شود اطاعت می کنند.
۲- تبیین آیات قرآنی:
هرچند که عاشیق ها در اشعار خویش مستقیم و غیر مستقیم مخصوصاً در « استادنامه ها» و «وجود نامه ها» به آیات قرآن کریم اشاره دارند و گاه حتی در اشعار تغزلی و اجتماعی شان نیز به مفاهیم قرآن گریز می زنند اما در برخی از اشعار عاشیق ها مضمون یک آیه به طور واضح به کار برده شده است انگار که عاشیق آیه ی شریفه را در قا لب شعر ترجمه کرده است به عنوان نمونه شعری از عاشیق مامئد مرندلی می آورم که آیه ی شریفه ی « اذا جاء الحق و زهق الباطل » را بیان کرده است:
حق گلنده ناحق گئدر
حق یئرینده قالار آخیر
ناکس لری قهر قضاء
آیاقلارا سالار آخر
ترجمه: هنگامی که حق بیاید ناحق و باطل رفتنی است
در نهایت حق سرجای خویش خواهد ماند
و قهر قضای ا لهی ناکسان را
دست آخر به زیر پاها می اندازد.
در برخی از اشعار عاشیق لار به قصص پیامبران اشاره می شود.
عاشیق مسکین با لوولو می گوید:
ابراهیم خلیل ا للهی سا لدی آتش نارا
خشم ایله نظر ائیلدی آتش دوندو گلزارا
صدقینی حقه باغلادی اونو گورونجه سارا
ای ایلاهی شرمسارم بنده یم اوزو قارا
من مسکینین موشکولونو بیتیره ن پروردگار
ترجمه: ابراهیم خلیل الله را به آتش نار انداخت
خداوند با خشم به آتش نظری انداخت وآتش به گلستان تبدیل شد
سارا همسر ابراهیم با صدق دل به حق تعا لی متوسل شد
ا لهی منهم شرمسارم بنده ای روسیاهم
ای پروردگاری که مشکل من مسکین را پایان می بخشی.
۳- معاد و روز قیامت:
در این باب نیز عاشیق ها اشعار نغزی دارند که نمونه هایی ذکر می شود عاشیق مسکین با لوولو می گوید:
صور چالینار جمع مخلوق گئدر حق دیوانینا
کئچرلر پل صراتدان امتین آمانینا
چکرلر دونیا حسابین باخارلار میزانینا
مسکینم عفوائلت گوناهیم آخرالزمانه باخ
ترجمه: دمی در صور دمیده می شود همه مخلوقات به دیوان حق می روند.
برای رسیدن به جنت رضوان ا ز پل صراط می گذرند
یا محمد (ص) توخود با داد امت برس
حساب دنیا را از انسان مطالبه می کنند و به اعمال او در میزان نگرند مسکینم گناهم را عفو کن و به آخرالزمان بنگر.
۴- تقوی و دوری از شیطان:
از مضامین دیگری که عاشیق ها در اشعار خود به آن پرداخته اند توصیه به ترک معصیت و دوری از شیطان است. عاشیق دللا ک مراد چنین می سراید:
کؤنول، سنه بیر نصیحت،
شر ابلیس دن گل گئن گز
بیرکس نصیحت بیلمه سه
چکیل اوندان سن گل گئن گز
ترجمه : ای دل به تو نصیحتی کنم
از شر ابلیس دوری کن
از کسی که نصیحت نمی پذیرد
برحذر باش و دوری کن
خسته قاسم در استادنامه هایش مخاطبان را از بهتان،دروغ، زورگویی به مظلومان برحذر می کند ودر یکی از شعر های خویش می گوید:
یاخشی فیکیر ائیله غافل دولانما
قلبینی شیطاندان یادائیله انسان
حلال یاشا، بیرکیمسه دن اوتانما
یئخما کؤنول لری شادائیله انسان
ترجمه: ای انسان نیک بیندیش و غافلانه در این دنیا مگرد
به قلبت در خصوص شیطان تذکر بده
اگر می خواهی از کسی شرمسار نشوی با ]نان [ حلال زندگی کن
د لها را ویران مکن. شاد کن ای انسان!
۵- مضامین عرفانی:
مفاهیم و مضامین عرفانی در آثار برخی از عاشیق ها موج می زند عباراتی چون خرابات، جمع چهل عارف ، ا لست ، فنا ، طریقت، حقیقت، صوفی، پیر، ایمان ، معرفت ، شراب عشق و... در شعرهای آنان به ویژه در گونه هایی مانند «دیوانی»و «گرایلی» دیده می شود.
عاشیق دوللو مصطفی در شعری تحت عنوان درویش می گوید:
ایسته ییره م گشته وارام بیر کؤنلوم روشن اولا
ایچه م عشقین باده سیندن اوره گیم بیریان اولا
درویش بیر د نیزه بنزر دریای عمان اولا
حقی نه دیر درویش اولان یئرلرده سلطان اولا!
ترجمه: می خواهم به گشت و گذار روم تا دلم روشن شود
از باده ی عشق بنوشم تا قلبم شعله ور گردد.
درویش به دریای بس بزرگ شبیه است
در جایی که درویش حضور دارد سلطان چه حق ورود دارد؟
شاه اسماعیل ختایی که از خود او نیز به عنوان عاشیق یاد شده است واشعار عرفانی زیادی دارد و در میان عاشیق ها به مرشد کامل معروف است می گوید:
حقیقت بیرگزلی سیردیر
آچا بیلرسن، گل بری
کفر ایچینده ایمان واردی
سئچه بیلر سن گل بری
ترجمه: حقیقت سری نهان است.
اگر می توانی بگشایی، جلو بیا
ایمان در میان کفر است
اگر می توانی تشخیص دهی، جلو بیا
۶- بی اعتنایی به دنیا و امور مادی
اشعار بزرگان ادبیات عاشیقی مشحون از بی اعتنایی به دنیاست. شاید هیچ عاشیقی را نتوان یافت که در شعرها و نغمه های خویش از بی وفایی دنیا سخن نگفته باشد و فانی بودن زندگی دنیوی را تذکر نداده باشد خسته قاسم این عاشیق شوریده شعرمعروف و بسیار زیبایی دارد که سیدمحمدحسین شهریار نیز از آن استقبال کرده است:
بودنیا فانی دیر فانی
بودونیاده قالان هانی
داود اوغلوسلیمانی
تاج و تخت دن سالان دونیا
ترجمه: این دنیا فانی است فانی!
چه کسی در این دنیا جاوید مانده است؟
داود پسر سلیمان را
دنیا از تاج و تخت انداخت.
عاشیق علی محمد نیز از بی وفایی دنیا می نا لد:
دونیا سنین گردیشیندن
باشا ووران گؤرمه دیم
قهر اولدو عالم ایشیندن
جان قورتاران گؤرمه دیم
ترجمه: دنیا از گردش ا یا م تو،
کسی که سلامت به سر منزل مقصود برسد ندیدم
جهان از کار تو به قهر شد
کسی را که جانش را از تو برهاند ندیدم.
عاشیق شمشیر جوانی و عمر خویش را از دست رفته می بیند و از دنیا گلایه می کند که:
ازل گلیشیمندن آلداتدین منی
هدر عشرتینه اویموشام دونیا
غمین چنگه لینی چالدین بئلیمه
فتنه فسادینی دویموشام دونیا
ترجمه: در همان ورود اولم، مرا فریفتی
به عشرت هدرت دل بستم دنیا!
چنگال غم را به کمرم فرو کردی
فتنه و فسادت را درک کرده ام دنیا!
مواردی که ذکر شد تنها بخش ناچیزی یود از میراث ارزشمند معنوی عاشیقلار . اخلاقیات، سجایای انسانی، دعوت به خیر و نیکی، پرهیز از تکبر، توجه به شأن وا لای ائمه ی اطهار(ع) و بسیاری از مفاهیم مذهبی و موضوعات اخلاقی و حکمی از دیگر محورهایی هستند که در اشعار عاشیق ها فراوان یافت می شود که شایستگی بررسی و تحقیق وسیع تر و عمیق تری داردو البته ارزش معنوی و فلسفی آثار عاشیقهای آذربایجان تنها به مضامین و موضوعات معرفتی و اخلاقی خلاصه نمی شود بلکه از این مهمتر جهان بینی و نگرش عارفانه عاشیقلار است که به بررسی عمیقتری نیاز مند است.
امین رسولی- اردبیل
۱۳۸۵